تبليغاتX
..:":":..Kp..~~..20..~~..InVar..:":":..
خفن بچه های فرزانگان

سلام بعد از این یه هفته یه چرت و پرتی پیدا کردم ، بنویسم !

عرضم به حضورتون این پنج شنبه ( 4 / 12 ) کنگره قرآن سمپاد بود و در طی آن چند گروه از بچه های سمپاد شهر های دیگه اومده بودن و مرکز اهواز میزبان بود .

اول صبح که ما چند تا از تیم هاشونو دیدیم ، گفتیم بابا عجب قیافه ها مثبته تیریپ چادر و .... خلاصه همین طوری که داشتیم می رفتیم تو نخشون ، یکی از اونا آشنا دراومد !

دیگه رفتیم سلام علیک و حال و احوال پرسی و از این جور کارا که خیلی بدم می یاد و بحث باز شد سر مدرسه ها . خلاصه هی من یه چیزی می گفتم ، اون یه چیزی می گفت . گفتم ما مدرسمون اینجوریه و اون جوریه و کلی خالی بندی البته به مقدار لازم اونم دو تا گوشش رو داده بود به من !

بعد که برنامه تمام شد ، اول بسم الله که شروع کرد از مدرسشون تعریف کردن . من فکم کش اومد به طرز فجیعی ! یه چیزایی می گفت نشنیدنی و ندیدنی  اصلا به اون قیافه و چادرش که چشماش به زور دیده می شد ، نمی اومد که تا ساعت 4-3 بشینه پا اینترنت چت کنه و …

تازه با کی ؟ با همکلاسی و دوستاش که بعدا متوجه شدم که هم کلاسی ها و دوستاش برادر دینی هاش هم هستن و بیشتر کلاساشون مخصوصا المپیادها مختلط برگزار می شه و از این جور مسائل !

یه کارایی هم می کنن که نگم بهتره !
حالا من اینا رو گفتم که بدونین نه به خاطر اینکه حالا فکر کنید عقده ای هستیما ! نه !باید متحد باشیم میدونین که چی می گم ! حداقل یه دل خوشی چیزی واسه نفس کشیدن داشته باشیم . مي يایم این مدرسه لعنتی رو تحمل کنیم !   

فقط بلدیم بهم تیکه بپرونیم یا همدیگر  و ضایع کنیم !

بابا خسته شدیم دیگه !!

وحتما نظر بدین و بگین موافق هستید  یا مخالف و حتما دلیل تون هم بگید ! خوشحال می شم ، نظر و انتقاداتتون را بدونم !   

    

                   

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1384ساعت 15:54  توسط InVaRi  |