تبليغاتX
..:":":..Kp..~~..20..~~..InVar..:":":..
خفن بچه های فرزانگان
سلام به دوستانی که مشتاق دیدن عکس های همایش اند

به دلیل یه مشکل کوچولو در گذاشتن عکس ها ، فعلا قادر به گذاشتن عکس ها در وبلاگ نیستم .

حداکثر تا شنبه یا یک شنبه براتون عکسا رو هم می زنم

تعطیلات خوبی داشته باشید

منتظر باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 16:34  توسط InVaRi  | 

همایش امروز هم که زده بود تو خال …

اول از مجری شروع کنیم که خیلی خفن بود . جیییگر ! مجری نگو بلا بگو . یه زبون داشت از این جا تا ناکجا آباد … طفلک اسم هر کی رو می گفت بیاد بالا یکی دیگه بجاش می اومد بالا !!!

آقای محمدپور برا تلاوت قرآن اومد … صدا رو حال کردیم  عجب اکویی میده به صداش … بابا بی خیال !!!

سراجی جون ( مدیر مسئول ناحیه 4 ) اومد بالا و برامون سخنرانی کرد . بعدش شاکری ( مسئول محیط زیست ) اومد که به دلیل نداشتن متن ، هیچ کسی بهش توجه نمی کرد .  بعدش هم هرچی به آقای ( نمی دونم ) فرمانداری حوادث غیرمترقبه ( حوادث یه هویی ) اصرار کردن که بیاد سخنرانی کنه ، نیومد ! ( آخییی بجه خجالتی )

و درآخر هم همه پاشدن زنگ هوای پاک رو زدن . بچه ها هم سوت و دست و جیغ رو استاد کرده بودن …

خلاصه دیگه همه رفتن داخل مدرسه برای بازدید از آثار خلاقیت های خفن بچه ها

در اینجا باید به یه نکته توجه کنیم : آقای قارونی از ردیف دوم بلند شد و رفت آخر ایستاد . برای چی ؟ خدا می دونه !!؟   آخر سر هم داشت با بچه ها حرف می زد . ( حالا همه حواسشون به نمایشگاه بود !!! )

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 15:39  توسط InVaRi  | 

(به تصحیح اپ قبلیییی)

 

سوال:

این معاونین جیگر ما این چند روزه چی کشف کردن؟

اون از روز آخر امتحانا که کسی اجازه ورود و خروج (!) نداشت.

تا ساعت 9.30 که بعد از رفتن صحرایی و وجود جایگزینش سید همه بچه ها پلاس بیرون بودن بدون حتی یه کجا می رید؟ از آقای سید!!

(خانم صحرایی هم با اون مسئول انتخاب کردنش)

امروز هم خانم صحرایی و عظیمی به طور هماهنگ یکدیگر مدام در حیاط مدرسه پرسه می زدن و هر اکیپی از بچه ها رو که با هم می دیدن می رفتن پیشه اونا و باشون حال و احوال می کردن!!

 


 

و اما همایش.....

روز چهار شنبه همایشی با عنوان

 همایش هوای پاک مرکز فرزانگان - شهید بهشتی

در مرکز فرزانگان و بدون حضور برادران بهشتی  برگزار می شود...

(خلاصه و مفید)

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 15:50  توسط InVaRi  | 

یه مدت راحت شده بودیم از دسته این مدرسه...

ولی از امتحاناتم خسته شدیم....(این از عواقب تیزهوشیه)...

امروزم که امتحان آخرو دادیم ولی اینجا یه نکته لازم بود که بگم.: فکر کنم صحرایی تازه یادش اومده که ما امتحان داشتیم..بعد امتحان می یاد عینه برج زهرمار می ایسته دمه در نه می زاره بریم تو نه میزاره بیایم بیرون خلاصه همه از دستش شاکی بون..

ااز حدس هایی که زده شده یکیو براتون می گم: طبق معمول یکی از جاسوس ها رفتته بهش چیزی لو داده که اونم اینتوری دست پاچه شده بود..!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1384ساعت 11:43  توسط InVaRi  | 

چندتا کلیپ براتون می زارم ..حالشو ببرین

البته اینم بگم که خودم تا حلا ندیدمشون.!

قاتل حرفه ای(چاوشی)

سرگرمی(چاوشی)

گور پدر مدرسه

شب های برره

باورکن(کبیری)

در ضمن درباره قالب جدید نظر بدین ممنون...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 23 دی1384ساعت 15:29  توسط InVaRi  |